تبليغاتX
پزشکان سال سومی...
برای ورود به وبلاگِ کلاس بر روی لینکِ وبلاگِ

کلاس کلیک کنین:       لینکِ وبلاگِ کلاس

           

ضمنِ عرضِ سلام خدمتِ تمامی دوستان.وبلاگمون یه تغییرِ  کوچکی کرده و آدرسش عوض شده:

 

med-mehr88.mihanblog.com  

 

پس از این به بعد دیگه رو این وبلاگ نظر ندین,ضمنا خبرا اینا هم رویِ اون وبلاگ خواهد بود.در واقع از این به بعد این وبلاگ را ندید بگیرینضمنا کلیدِ اصلی وزارت خئنه رو اون وبلاگ هست

برای ورود به وبلاگِ کلاسمون رو لینک زیر کلیک کنین یا به همون آدرسِ بالایی که نوشتم برین.ممنون.

                                               وبلاگِ جدیدِ کلاسمون

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 14:45 ] [ نگار(manager) ] [ ]
ضمنی عرض سلام و خسته نباشین از این امتحان زیبا!!!!

برای دیدن جوابِ سوالاتِ علوم پایه به ادامه ی مطلب مراجعه کنین(با تشکرِ ویژه از دوستان پزشکی دانشگاهِ اصفهان)

توجه:فرددا کلاسِ پاتو تشکیل....

 

تشکیل....

 

تشکیل.....

 

میشودمن نوموخوام بیام


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 20:53 ] [ نگار(manager) ] [ ]
توجه:

 

از اونجا که در جریانِ مشکلات آقای حشمتی هستین

لطفا بیاین و برای نذر در قبولی علوم پایه هم که شده

روزِ۵شنبه(همون روزِ آزمون)نفری۵۰۰۰تومان بیارین تا

جمع کنیم بلکه کمکی به آقای حشمتی شه...

توجه:

 

برای دریافتِ کارتِ ورود به جلسه همون روزِ امتحان به

دانشکده ی پزشکیِ دانشگاه اصفهان باید مراجعه کنیم

 

سلاااااااااااااام.من الان سکته میزنـــــــــــــــــــــــم....خدایااااااااااااااا غلط کردم,از ترمِ دیگه خودم درس میخونم.این یه بارَم شما یه کمکی کن ما پاااااااااااااس شیم..............

دوستانِ محترم هم کلاسی یه لطفی بفرمایین برای کاهشِ استرسِ خودتون و دیگران هرکی بیاد بگه چیا خونده یا چیا میخونه....مسلَما نیاز به اسمِ واقعی نیس....ولی چیزایی که میگین خوندین را راست بگینا....

 خداااااااااااااا

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 20:28 ] [ نگار(manager) ] [ ]
من نمیدونم چرا اینقدر خوابم میاد....صبح که دیر میپاشَم(از مَصدَرِ پا شدن یا همان از خواب بیدار شدن),دوباره ساعت3نشده هم که خوابم,الانم ساعتِ9:54دقیقه میباشد و بنده به زور بیدارم!!!!!

حالا این هیچی,همه جام در میکنه از سر و گوش و مفصلِ تی ام جی بگیر تا مفاصلِ زانو و گردنم که دیگه وضعیتِش قرمزه ...

بعد حالا اینا هیچی,من چیزایی که اولِ ترم واسه علوم پایه خوندم را کامل یادمه اون وقت چیزی که 1ساعت پیش خوندم اصلا واسم آشنا هم نیست!!!!

بعد اینَم هیچی,من کارَم شده صبح تا شب یه ماشین حساب دستمه هی میشنَم یه برنامه ریزیه جدید میکنم بعد دوباره فردا اَزَش عقب میوفتم!!!!

اَصَن یه وَضی دارم من !!!شدیدا بُحرانیِس اوضاع خلاصه.شوما در چه حالین؟اوضاع خوبس؟

 

 

[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 21:49 ] [ نگار(manager) ] [ ]
سلاااااااااااااااااااااام...........

من که واقعا دارم لذت میبرم از نمره ی انگلم!!!!!و از اون جایی که صبح تا حالا یه ششصد نفری به من زنگ یا س م س دادن که چراااااااااااا اینطوری نمره داده ,من الان به استاد تلفن زدم.مکالمه را بنویسم بهتره:

-ن:سلاااام آقای دکتر:)

اُ:سلااام خانمِ مشکین

ن:استاد خوووبین؟

اُ:بله شما چطورین؟:))

ن:استاد با این نمره های درخشان که نمیشه خوب بود که

اُ(با خنده):آره واقعا همتون شاهکار کردین.چرا اینقدر بد دادین؟؟؟!!!

ن:استاااااااااااااد سخت ت ت ت بوووووووووووود

اُ:نـــــــــــــــــــه!!خیلی آسون بود که!!

ن:استاد حالا چرا اینقدر بد نمره دادین آخه؟اصلا نمره ی تحقیق را لَحاظ فرمودین؟

اُ:باور کن خیــــــــــــــــلی به همتون نمره کردم.همتون خیلــــــــــــــــی بد دادین.بله نه تنها اون را لحاظ کردم خودمم بتون نمره اضافه کردم وگرنه نصفِ کلاس افتاده بودین!!!

ن:استاد حالا ما که پاس شدیم,یه نمره بهتر میدادین که معدلمون خوب شه.لطفــــا یه کاریش کنین

اُ:آخه دیگه نمرات را وارد کردم.دیگه نمیشخ کاریش کرد.مهم اینه که پاس شدین.به همه بگو خوشحال باشن نمره که مهم نیست!!!!

ن:!!!!

اُ:  :)

ن:استاد ممنون ولی واسه ترم بعدیا اینقدر سخت نگیریــــــــن!

اُ:چشم :)

خلاصه این بود نتیجه ی زنگیدنِ بنده به استاد...

 

 

[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 19:9 ] [ نگار(manager) ] [ ]
سلاااااام.

امیدوارم که حالِ همتون خوب و خوش باشه و از این تعطیلات لذت ببرین و بتون خوش گذشته باشه!!!چقدرم که واقعا داریم لذت میبریم!!!!!آخه این چه وضعشه؟آخه کی با سوال جواب خوندن با سواد شده که ما دومیش باشیم؟؟؟بعد میگن چرا پزشکا هیچی نمیفهمن!!خوب عزیزِ من سیستمِ آموزشی درب و داغونِ !!!

اصلا بگذریم:)چند  لحظه که به نظرِ جنابِ چارلی چاپلین جزئی از شیرین ترین لحظاتِ زندگی هست را براتون مینویسم باشد که رستگار شویم:))

برای خوندنش رویِ ادامه ی مطلب کلیک کنید...

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 20:10 ] [ نگار(manager) ] [ ]
 

دوستانِ محترم توجه بفرمایند روزِ۲۳بهمن امتحانِ

علوم پایه داریم(ساعتِ۹).به دوستاتونم بگین دیگه:)

 

سلاااااااااااااااااام.آخ جوووووووووووووووووون بالاخره تمومید:)تبریــــــک میگم این پایان

ترم ها بَسی دردناک و رنج آور بود.

هرچقدر این امتحانا تلاش کردند که به تفریحاتِ من لطمه وارد کنند ولی در آخر حریفِ من نشدند و از رو رفتند کُلا!!!!خوب شد که تموم شد

اگه خدا قبول کنه ما که امروزا با یک پیاده رَویه طولانی در این یخ بندان همراه با زنگ زدن و فرار کردن دَربِ خانه ها !!!!و در آخر با یک چیز کیکِ تُرش شده جشن گرفتیم!!!!!

خواهرا و برادرایِ عزیز توجه داشته باشن که دیگه علوم پایه شوخی بردارنیست,دوست

داریم ترمِ دیگه تعدادمون کم نشده باشه ها!پس سریعا و با اِهتمامی وصف نشدنی شروع به خواندن

بفرمایین. هرچند من میدونم یه هفته قبل از امتحان علوم پایه احتمالا هنوز شروعم نکردم!!!!

خلاصه که دوستان باور بفرمایین که اوضاع بَسی هولناک است و این یه بار شوخی بردار نیست,نه

میشه امتحانا انداخت عقب!نه میشه چیزی را حذف کرد!نه میشه بعدِ امتحان رو سرِ استاد بریزیم نه

هیچی!پس بخونین که پشیمانی به بار نیاد

امیدوارم هَمَتون به خوبی بتونین درس بخونین و نُمَراتی بسیار خوب اَخذ بفرمایین .موفق باشین و شاد

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 19:56 ] [ نگار(manager) ] [ ]
سلااااااام.واااای که چه امتحانی بود امروز.من که سرِ جلسه امتحان خندم گرفته بود که خدا را

شکر هیچ کدومش را بلد نبودم.باز حالا خوبه این میان ترمش را خوب دادم وگرنه که رَسما افتاده بودم.بابا

 صد رحمت به پاتو,این امتحانش خیلــــــی نا مردی بود.دریغ از 1نمونه سوال.منِ بدبخت که با امیدِ اینکه

 مثلِ ترمایِ قبل نصفِ از سوالاش از تو کتابِ خودش میاد,کُلِ کتابش را فوتِ آب بودم ولی دریغ از یه دونه

سوال.خیلی با حال بود من هرچی میخوندم میدیدم اصلا اینا تا حالا به گوشِ منم نخورده,بعد هی به

خودم میگفتم نترس,حالا میرسی به سوال خوباش.آقا ما هِی رفتیم جلو,هی نرسیدیم ,هی رفتیم,هی

نرسیدیم,تازه هرچی جلوتر میرفت اِسمایِ خفن تری میدیدم, یهو دیدیم رسیدیم به سوالِ91 !!!!بعد یهو

 یه سوال بود که نوشته بود یه گربه گازِت بگیره چی میشه ها,ما اینا دیدیما ذوقیدیم که ایول این یکی را

 بلدیم,بعد یه لحظه که 4گزینشو نگاه کردم ترکیدم از خنده چون تو اون کتابِش فقط تو گزینه ها یه

 پاستورلا داشت,منم حفظ کرده بودم عاملش پاستورلاس دیگه, ولی تو امتحانمون همه ی گزینه ها

پاستورلا بود ولی گونه هاش فرق میکرد.اینجا بود که دیگه اُمیدمان را زِ کُل از دست داده و خود را سنگین

 نگاه داشته و از روشِ دَه,بیست,سی,چِهِل استفاده نموده و گزینه ها را فِرت و فِرت پِر نمودیم.بعد تازه

من تو امتحان فکر میکردم الان همه بلدن و من فقط پَرتَم از قضیه,اینقدر وضعیت خراب بود که گفتم چطوره

 ندم برگه رابعد از امتحان دیدم چه شانسی اوردم که دادم چون مثل اینکه همه کلا هیچی بلد نبودن,و همه در خطرِ افتادن قرار داریم .ولی خدا را شکر من که تعداد دُرُستام را که دقیق شمردم پاس شدم.امیدوارم شما نیز پاس بشین.

خلاصه دوستانِ محترمِ هم کلاسی مواظب باشین چون مثلِ اینکه اوضاع کم کم داره خطری میشه.بشینین سرِ درس و بخونین که علوم پایه نیز نزدیک است.امیدوارم همتون موفق باشین

 و شاد.تا برنامه ای دیگر بااااای.

(راستی نمراتِ پاتو را هم زدن برین ببینین و لذت ببرین از زندگی)

[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 20:0 ] [ نگار(manager) ] [ ]
ضمنِ عرضِ سلام خدمتِ همه ی دوستایِ خوبِ خودم.امیدوارم حالِ همتون خوبِ

 خوب باشه و با خیال هایِ آسوده از پاتو به زندگیِ خود سر و سامانی مجدد دهین!!!!نه حالا جدی ولی خیلی ترسناک بود اون حجم از کتاب.حالا اصلا غرض

 از مزاحمت اینِ که برای اون دسته از دوستانی که خیلی نگراننکه احتمالن پاتو را میوفتن

و به بنده س م س میدن و شماره ی استاد را میخوان باید عرض کنم این طورکه من دارم میبینم

 

 مثلِ اینکه تعدادِ کسایی که مطمئنن دارن میوفتن کم نیست پس اگه اینطوری پیش بره استاد مجبورِ

 ببره رو نمودار.پس ای کسانی که امتحانِ خود را خراب نموده این,زیاد نگران نباشینچون تعدادِتان

 کم نیست.البته من بیشتر فکر میکنم شما حِسِ افتادن دارین و گرنه نمیوفتین.

 

ضمنا دوستانِ عزیزِ هم کلاسی اگر یه لطفی کنن و سرِ جلساتِ امتحان به بغل دستیتون یه تقلبی

 

برسونین هم ثواب داره هم دوستاتون اینطوری هول نمیکنن.والا به خدا اگه دوستتون نمرش زیادتر

 

بشه چیزی از شما کم نمیشه.ضمنِ اینکه ثوابِ اخروی داره.هم بعد امتحان همه با هم خوشحالیم ویه سری در حالِ سکته زدن نیستن

الانم کلی گشتم براتون یه مطلبِ قشنگ پیدا کنم که نیافتم.از طرفی میبینم شمام که ماشالا

بزنم به تختِ اصلا حالِ نظر دادنم ندارین که در نتیجه بیخیال شدم.یادش به خیر اون روزها حداقل رو هر

پستی 25دونه نظرا داشتیم.یادش به خیر و روحش گرامی.هم وطنانِ محترم تا برنامه ای دیگر خدا یارو

نگهدارتان باد.موفق باشین و شاد

توجه:

با توجه به ربوده شدنِ پروژکتور در دانشکده و اینکه حالا آقای حشمتی باید پولش را پرداخت کنن و با توجه به این که یکم نا مردیه این موضوع,قراره هر کلاسی نفری5000هزار تومن جمع کنیم تا یکم از پولش جبران شه.البته بیشترم میتونین بدینا.خلاصه هرکی دوست داره یه آستینی بالا بزنه.باشد که رستگار شویم:))

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 18:17 ] [ نگار(manager) ] [ ]
 

سالِ نو میلادی و تولد حضرتِ مسیح که چند روز پیش بود را خدمتِ همگیتون تبریک میگم.راستی مثلِ

 اینکه قراره تویِ۲۰۱۲کره ی زمین نابود شه.حیفِ این همه پاتویی که ما بخونیما بعدش۱سال دیگه زمین

 نابود شه.به خدا ظلمه!!!یا بیاین پاتو ندیم یا یه کاری کنیم زمین نابود نشه:))راستی این روزها اندیشه

 ای مغزه مرا درگیره خویش کرده و آن این است که آیا نمیشه این امتحانه پاتو رو انداخت عقب؟؟؟؟!!!فقط

۱هفته؟؟؟؟؟آخه چرااااا؟

[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 15:48 ] [ نگار(manager) ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام بر شما.به وبلاگ دانشجویان پزشکی مهر 88نجف آباد خوش آمدین.
تذکر: مسئولیت نوشته های و نظرات تایید شده ی هر پست بر عهده ی نویسنده ی آن پست میباشد.ممنون
ضمنا مطالب خودتون را میتونین به آدرس میل من که در پروفایل هست سند کنین تا ازشون استفاده کنیم...
امکانات وب














تبادل لینک

فروش بک لینک